کتب عليکم القتال و هو کره لکم و عسي ان تکرهوا شي و هو خير لکم
و عسي ان تحبوا شي و هو شر لکم
بنام الله پاسدار حرمت خون شهيدان
با سلام حضور آقا امام زمان (عج) و نايب بر حقش امام خميني رهبر کبير انقلاب اسلامي و بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران و با درود به روان پاک شهيدان گلگون کفن و به اميد پيروزي هر چه سريعتر رزمندگان اسلام و آزادي آزادگانمان از چنگ بعثيون کافر .
حضور محترم خانواده عزيز و دوستان گرامي و امت هميشه در صحنه و ايثارگران سلام عرض نموده و سلامتي همه را از درگاه ايزد منان خواستارم .
اين وصيت نامه و توصيه هايي است که به حضور عزيزانم تقديم مي کنم تا اولا درد دل اولين و آخرين بارم در صورت فوز عظيم شهادت باشد و در ثاني واجباتي که برگردنم مانده و آن ها را ادا ننموده ام را متذکر شود و از خانواده ام درخواست نمايم که اين ديوني که برگردنم مانده ادا نمايند شايد پس از اداي حق الناس ، خداوند به لطف و کرمش از حق الله بگذرد .
در وهله اول روي سخنم با خود خداست ، خدايا سپاست مي گذارم که من نعمت وجود را عطا نمودي و مرا لياقت بخشيدي که خلافتت را در زمين بر عهده گيرم چه من از همه چيز کمتر ، احترام تو را گذاشتم و بواسطه غرور و عصيانم روي تو را بر زمين زدم و به جاي رسم بندگي ، رسم علو و تکبر را پيش گرفتم و آن چه که در شان تو بود به خود نسبت دادم و به واسطه فراموشي تو را از خودم نيز فراموشم شد و اين جا بود که روي عنايتت را از من برگرداندي و چنين بود که به خاک سياه افتادم و در اثر حماقت و بي توجهي خويش از يک طرف و غرور و سرکشيم از طرف ديگر آنچنان به دنائت و پستي افتادم که از حيوانات که تکليف بر آن ها نيست گمراهتر شدم و در آن هنگام ديگر تو نتوانستي روي زشت کاري هاي مرا ببيني و به فرشتگان امر نمودي که بر روي افعال زشت بنده ام پرده اي بيفکنيد تا ديگران از کارهاي بد او مطلع نشوند و باز اين جا بود که با تمام قهري که بايد نسبت به بنده خطا کارت روا مي داشتي رحمتت اجازه نداد و نداي " يا ايها الذين آمنوا لاتقنطوا من رحمت الله " را سر دادي و اين چنين بود که انسان عاصي به اميد بخشودنت باب توبه را به روي خود گشوده ديد ؛ و انسان بازگشت ، گرچه دير آمد ؛ خدايا من برگشتم و با هزاران اميد و آرزو به سويت برگشتم و اميدم به تو و لطفت آنقدر هست که مرا به حرص انداخته است .
خدايا من اعتراف مي کنم که تو مرا آفريدي تا چون نگيني بر تارک زيباي تاج هستي بدرخشم و به اين واسطه تو بر فرشتگان فخر بفروشي که مي دانم آنچه که شما نمي دانيد ولي معذرت مي خواهم که قدر نشناختم و ارزشم را نفهميدم و تو را به واسطه افعال زشتم در برابر فرشتگانت خجلت زده نمودم .
آه ، آه خدايا مي دانم و مي داني که بد کردم ولي به عنوان بنده اي که در تمام هستي کسي غير تو ندارد مي گويم ، که در تمام هستي از دنيا و آخرت کلمه اي زيباتر از نام تو " الله " نيافتم و در تمامي هستي تکيه گاهي غير تو نيافتم . اي معبود من ، اي خالق من ، اي هستي بخش من به همان لطفي که نوح را از طوفان بلا نجات داده اي ، ابراهيم را از دست نمرود و آتشش حفظ نمودي ، موسي را از دست فرعون به ساحل نجات رهنمون شدي ، عيسي را از دست تحجر يهود نجات بخشيدي و نام محمد را در هستي انگشت نما نمودي ، به همان مرا از طوفان هواي نفس نجات ده و از آتش دوزخت محفوظ دار و از فرعون وجودم به ساحل تزکيه رهنمونم کن و از تحجر منيتم نجاتم ده و نامم را فقط و فقط در صفحه دوستانت ثبت نما و همچنين زندگيم ، که دلالتي بر اطاعت تو نبود و نداشت ؛ مرگم را مرضي رضاي خويش گردان که شايد اميد در اين باشد . انشاءالله
مطلب بعدي شکر خدا بجا آوردن بواسطه عنايت هدايت به مکتب انسان ساز اسلام بود .
الحمدالله الذي هدانا... خدايا نمي دانم چگونه شد که لطفت شامل حالم شد که با نام چهارده معصوم آشنا شدم . نمي دانم من بدبخت چگونه اين خوشبختي را پيدا کردم که اسامي مقدس " محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام " را با زبان زمزمه کنم و از آنان طلب شفاعت در نزد تو نمايم . به هر حال مي دانم همه جا تو بودي و همه چيز تو بودي ، تو را به اين موجودات مقدس از سر تقصيرات ما در گذر .
خدايا نمي دانم چگونه شکرت را به جاي آورم که مرا در زماني قرار دادي که انقلاب اسلامي به وقوع پيوست و توفيق زيارت و پيروي از رهبري چون حسين عليه السلام که از سلاله اوست عنايت نمودي .
دوستانم ، وصيت من وصيت شهدا است ، وصيت من وصيت آن هايي است که جان بر کف نهاده و عاشقانه جانشان را بر طبق اخلاص گذاردند و در کمال خضوع جان به جان آفرين تسليم نمودند . برادران من تنها دليلي که براي زنده بودن در زندگي يافتم هدفدار زندگي کردن بود و تنها هدفي که قابليت اين زندگي را داشت مکتبي زندگي کردن بود چرا که ان الحيوه عقيده و جهاد . و چرا که زبان رهبرم آموختم که تمام مقصد ما مکتب ماست .
عزيزانم مي دانم که اين مسائل را مي دانيد ، نکند غفلت باعث شود که لحظه اي از اعتلاي مکتب غافل شويد و خداي ناخواسته فردا دست حسرت بگزيد که چرا مي توانستم و نکردم .
اولين چيزي که در حرکت در اين مسير مطرح است جهاد است ولي نه مبارزه با دشمن ، بلکه مبارزه با خود . بله مبارزه باخودي که هميشه اين خود و من و منيت بوده که مهمترين مانع راه بوده است و هميشه اصرار بزرگان دين اين بوده که سعي کنيد اول خود را بسازيد و بعد ديگران را ، که هيچ راهي از اين بهتر براي رسيدن به فلاح و رستگاري نيست .
خلاصه کنم اين که سعي کنيم اول خودمان را بسازيم و از هر لحاظ تجهيز نمائيم و سپس به فکر انقلاب و کار براي اسلام باشيم والا تصور اين که قلب بدون تزکيه قابليت هدايت را در هر زمينه اي دارد کاملا غلط است .
سر خودمان را به هر بهانه اي کلاه شرعي نگذاريم و محتويات ذهني و فکري خويش را به اسم اسلام و انقلاب بيرون ندهيم که اگر بواسطه اين امر کوچکترين خللي در ذهن کسي و کوچکترين شبهه اي در فکر کسي وارد شود نه تنها عملمان مورد قبول نيست بلکه فقط خودمان را به بطالت کشانده ايم و بايد خود خدا به دادمان برسد.
اي عزيزانم در زندگي اشتباهات زيادي داشتم ولي آنچه که در طول زندگيم پس از انقلاب رنجم مي داد اين بود که صداقت مرا با چيز ديگري جواب مي دهند من خودم بسيار معيوب بودم ولي وقتي مشاهده مي کردم طرف علنا براي هواي نفس کار مي کند بسيار رنج مي بردم .
بچه ها بياييد بترسيم ؛ فردا از نماز نخوان ها حساب پس نمي کشند ، فردا از نماز خوان ها حساب پس مي کشند ، فردا مسئوليت ما سنگين تر از ضد انقلاب است چون اگر به آن ها بگويند چرا نکرديد جواب مي دهند که ما قبول نداشتيم ولي اگر به ما بگويند که شما که مي دانستيد چرا عمل نکرديد شما که تقوا نداشتيد چرا مسئوليت پذيرفتيد شما که خودت مي دانستي براي نفس کار مي کني چرا اخلاص پيشه نکردي ؛ پس واي بر ما ! واي بر فرداي ما که فرداي پرد دردي خواهد بود . هيچ گاه جرئت نمي کردم علنا اين مسائل را در جمع مطرح نمايم و حتي فردي و در خلوت ، زيرا فکر مي کردم اگر اين حرف را مي زدم اول چيزي که مي گفتند اين بود که خودش از روي هواي نفس صحبت مي کند و از ديگران انتظار اخلاص دارد !
بله ما کار براي خدا را در اين مي ديديم که اگر در شهر هستيم سر پاس برويم و اگر در جبهه هستيم يک اسلحه در دست بگيريم و به خيال خويش از انقلاب و اسلام پاسداري کنيم .
بچه ها هرگز اين حرف ها را در حضورتان نگفته ام ولي قصدم از اين حرف ها اين نبود که کسي را ناراحت کنم و يا اظهار نارضايتي کنم ، ابدا به خدا از همه بچه ها راضيم و کوچک ترين کينه و حقدي نسبت به کسي در دلم نيست نمي خواهم هنگامي که به ملاقات خدا مي روم طوري بروم که او دوست ندارد ولي راستش را هم مي خواهم بگويم تا مسئوليتي برگردنم نماند.
برادران من اين جمهوري اسلامي يک چيز مفتي نبود که به آساني به دست ما رسيد بلکه اين يک حماسه بود که خط خط آن را با خون بهترين عزيزانمان بر کربلاي ايران و در نينواي خوزستان نوشتيم و به دست آيندگان سپرديم .
بچه ها بسيج خيلي مقدس است نگذاريد با کارهايمان طوري شود که بگويند اگر بسيج اينست پس نمي شود از انقلابشان انتظار داشت .
چشم دنيا به سوي ما و اعمال ما دوخته شده است کاري نکنيم که امام زمان (عج) خجل شود و از داشتن چنين سربازاني اظهار ناراحتي کند .
اي عزيزانم از باند بازي و گروه سازي جلوگيري کنيد چرا ما بايد اينقدر از همديگر بيگانه شده باشيم که من براي گفتن حرف هايم حاشيه کاغذ را به اين کار اختصاص دهم به هر حال مي خواستم بدانيد هيچکدم از مسئوليت هايي که به عهده گرفتم کاري جز افزودن بر مسئوليتم نبود و پذيرفتن هر مسئوليتي فقط به واسطه اين بود که اگر کاري از دستم بر مي آيد که بتوانم انجام دهم ، انجام بدهم و الا خدا را شاهد مي گيريم که در مورد کارهايي که کردم هرگز منظورم نبود که نفسم را اغنا کنم و اگر احيانا از چيزي يا از دست کسي ناراحت مي شدم به خاطر دلسوزي بود و اگر کسي را از دست خودم ناراحت نمودم از صميم قلب عذر خواهي مي کنم و تقاضا دارم که اگر کينه اي از دست اينجانب در دل کسي است مرا ببخشيد و حلال کنيد زيرا پاسخگوئي به حق الناس در فرداي قيامت امري بسيار سنگين خواهد بود .
اي عزيزانم از باند بازي و گروه سازي جلوگيري کنيد چرا ما بايد اينقدر از همديگر بيگانه شده باشيم که من براي گفتن حرف هايم حاشيه کاغذ را به اين کار اختصاص دهم به هر حال مي خواستم بدانيد هيچکدم از مسئوليت هايي که به عهده گرفتم کاري جز افزودن بر مسئوليتم نبود و پذيرفتن هر مسئوليتي فقط به واسطه اين بود که اگر کاري از دستم بر مي آيد که بتوانم انجام دهم ، انجام بدهم و الا خدا را شاهد مي گيريم که در مورد کارهايي که کردم هرگز منظورم نبود که نفسم را اغنا کنم و اگر احيانا از چيزي يا از دست کسي ناراحت مي شدم به خاطر دلسوزي بود و اگر کسي را از دست خودم ناراحت نمودم از صميم قلب عذر خواهي مي کنم و تقاضا دارم که اگر کينه اي از دست اينجانب در دل کسي است مرا ببخشيد و حلال کنيد زيرا پاسخگوئي به حق الناس در فرداي قيامت امري بسيار سنگين خواهد بود .
مطلب بعدي در مورد آينده بسيج است. اي دوستان من، وظيفه شما حفظ سنگر است در دوجبهه، يکي خط مقدم مبارزه با ضد انقلاب و دشمن در شهرها و ديگري در پشت خاکريزهاي دشمن در خط مقدم مبارزه با دشمنان خارجي و استکبار جهاني. برادران چيزي که هميشه رنجم مي داد بي تفارتي شما در قبال مسئوليتي بود که در جامعه داشتيد شما وظيفه داريد که به بالاترين سطح فکري، چه از نظر درسي و چه از نظر مسائل مذهبي برسيد. شما وظيفه داريد که خودتان را فداي جمهوري اسلامي نمائيد، فکر نکنيد فدا شدن به اين است که انسان در جبهه شهيد شود؛ اين يک نوع فدا شدن است، فدا شدن مهمتر آن است که انسان تا آن جا که توان دارد رشد پيدا کند، درس بخواند و تخصص پيدا کند تا فردا به داد اين جمهوري برسد هميشه که جنگ وجود ندارد بالاخره تمام مي شود و يکسري مي مانند، حال ما بايد پيش خودمان بگوئيم که درس را مي خواهيم چه کنيم! ، معلومات را مي خواهيم چه کنيم! ، تخصص را مي خواهيم چه کنيم! ؛ اي دوستاني که در جبهه و پشت جبهه با شما زندگي کردم تنها پيامم در اين برهه از زمان اين است که بدانيد اگر کوچکترين سستي در انجام وظيفه بنمائيم فرداي قيامت نمي توانيم در مقابل پيامبر و ائمه علي الخصوص آقا اميرالمومنين سر بلند کنيم و ادعا نمائيم که ما شيعه شما بوديم، شيعه علي عليه السلام کسي است که پا جاي پاي او گذارد و آنچنان که او بود باشد و الا با حرف، آدم به بهشت نمي رود.
نکته ديگر اين که، برادران! بايد هوشياريمان را حفظ کنيم، بايد خط امام را دقيق بشناسيم و دقيقا در آن خط حرکت نمائيم. امام، اسلام مجسم است؛ امام نمونه ائمه است و خلاصه امام ، امام است. بايد دوست را از دشمن، و مومن را از منافق تشخيص دهيم اين نباشد که هر کسي بتواند هر حرفي را خواست در ذهن ما فرو کند، نه برادران، بايد خط و خطوط را خوب بشناسيم و نکند به واسطه خواب خرگوشي کاري به سرمان بياورند که با قصد قربت ، خط امام را مورد تهاجم قرار دهيم و دل امام را با رفتارمان به درد آوريم، اي عزيزان! اين زمان را غنيمت شماريد و حال که نائب ولي عصر(عج) حضور دارد از اسلامش پيروي نمائيد و کاري نکنيم که مورد غضب خدا قرار گيريم و خدا اين نعمت را از ما بگيرد و ديگر تا قرن هاي متمادي رنگ اسلام را نبينيم.
اي برادران امروز اصلي ترين وظيفه ما حضور در جبهه هاي نبرد است، نه به عنوان يک وظيفه فرعي، فکر نکنم کسي بتواد خود را توجيه نمايد، هر که اينگونه نمايد به اسلام مديون خواهد بود و فردا نمي تواند جواب شهدا را بدهد.
برادران من! ما در اين جنگ اشخاص مقدسي را داده ايم، مجتبي رسول زاده ها را داده ايم، ما علي کاظمي ها، کاووسي فرها را داده ايم، ما اين عزيزان به خاطر اين داديم که جمهوري اسلامي پا برجا باشد ما اين عزيزان را به اين خاطر داديم که اسلام سر بلند شود پس بياييد محض رضاي خدا کاري نکنيم که اگر فردا در مقابل اين عزيزان قرار گرفتيم سر بلند باشيم و خداي ناکرده مجبور نشويم از خجالت سر به زير افکنيم و بگوئيم که خون شما بازيچه دست ما بود، نه هرگز!، پناه بر خدا از اين که چنين عرق شرمي در روز قيامت بر جبين ما نقش ببندد، بنابراين اي عزيزان عزت از آن اسلام است، فقط بايد کمر همت را ببنديم و از دين، ناموس و مملکت و قرآنمان به هر نحوي دفاع نمائيم.
عرض ديگري با شما دوستان ندارم. انشاءالله وعده ديدارمان در کربلاي حسيني و نماز جماعت به امامت امام عزيز.
حلالم کنيد و اگر خطائي از من ديديد درگذريد.
والسلام – برادرتان مسعود احمديان – 1/10/1365
در ضمن متن اين وصيت نامه از وبلاگ شهيد احمديان گرفته شده .
شهدا در قهقه مستانه عند ربهم يرزقونند .
[4/5/1387- 6:29 ع] پرچمدار جامانده ...
[26/4/1387- 7:5 ص] وصف يار
[18/4/1387- 11:49 ع] يک هفته مهمان شهدا و آقا
[26/3/1387- 6:29 ع] برگي از استقامت ...
[19/3/1387- 6:39 ص] ما کجا و اينها کجا ؟؟؟؟
[12/3/1387- 3:47 ع] شايد درست شايد غلط ...
[24/2/1387- 8:56 ص] حسن لات ....
[6/1/1387- 12:8 ع] ريحانه...
[6/12/1386- 12:35 ع] پابرهنگان ....
[آرشيو شده ها]
بازديد ديروز: 8
کل بازديد :4651
شهيد زين الدين مي گفت: در زمان غيبت، به کسي منتظر ميگويند که منتظر شهادت باشد.
بهار شهدا
لاله بی سر
بال و پري ديگر
زبانم قادر نيست
چه سجده ای...
خدا کنه جا نمونم
جنگ با شیطان ....
به یاد همه روزهای دل تنگی
حسن عرب هم آسمانی شد...
از سخن بزرگان و قرآن استفاده کنیم
درسته به آرزومون نرسيديم اما
بدهکارم شديم ...
اولين شاگرد اول
منبر سوخته
وجعلنا...
ايثار...
هديه
پشت خطي با خدا
شقايق هاي سوخته
چفيه يادگاري
در باغ شهادت باز است هنوز ...
سيم خاردار...
وصيت نامه شهيد احمديان
فرصت ندارم ....
دوران يعني
سفري بياد ماندني اما بي باز گشت
دوکوهه و زخم
عشق زميني
حسين جان (اين حسين کيست که عالم همه ديوانه اوست)
*موسسه فرهنگي وصال شهدا ،استان کرمانشاه *
به خود آييم و بخواهيم،که انسان باشيم...
درد شکفتن (يادآوري عظمت من و تو )
قربون کبوتراي حرمت امام رضا
سايت جامع دفاع مقدس
هئيت بانوان مبلغه
مسيح انديمشک
در گوشي با خدا
زورخانه بابا علي
راز و نياز با خدا
گلهاي د نيا
عاشقانه
آدمک ها
آغاز راه
يعسوب
گنبد افلاک
پشت خطي
دم مسيحائي
واژه هاي غريب
يوسف گم گشته
(( هميشه با تو ))
پرسش مهر 8
نوشته هاي يک ناظم
پرهيزکار عاشق است !
اميدزهرا
آقاشير
بوستان نماز
جوان ايراني
حـــکــمـــت آ بــــاد
esperance
..:: کافه دانشجو ::..
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
جوکستان ، اس ام اس ، جوک ، لطیفه ، طنز ،jok+sms
براي اولين بار...
بازمانده تنهاي تنها
شميم ياس
عاشق دلباخته
سيد ذاکر
آقاي يوسفيان
يوسف
معصومين
صداي سخن عشق
يااميرالمومنين روحي فداک
%% ***-%%-[عشاق((عکس.مطلب.شعرو...)) -%%***%%
کبوترانه
فقط خدا رو عشقه
پياده تا عرش
Lovely
MAKHo0oF gr0ups
دعا و نيايش (بر محمد و آل محمد صلوات)
خلوت من
وبلاگ ايران اسلام
آرمان شهر
گذر خدا
دست خط ...
آستان قدس رضوي
سلام شيعه
مشاوره و مقالات روانشناسي
نام: | |
ايميل: | |

.jpg)
