پيام
+
قاف ، قوف ، قيف
دو نفر با يک ديگر رفيق بودند؛يکي ازآن دو،فضل و کمالش بيشتر بودو ديگري بهره چنداني از کمال نداشت. از بس که رفيف بي کمال بالاي منبر سخنان غلط مي گفت،روزي رفيق با کمال گفت:هر وقت بالاي منبر سخن بي قاعده و غلط گفتي،من سرفه مي کنم تا سخنت را اصلاح کني.تا اينکه روزي رفيق بي کمال بر بالاي منبر رفت تا سوره قاف را تفسيرکند؛لذا گفت: “قاف” از قضا رفيقش بي اختيار سرفه کرد.
دانش آموز پويا
95/5/5
لاهوت
رفيق منبريش به خيال آنکه آيه را غلط تلفظ نموده،گفت:”قوف”.اين بار رفيقش عمدا سرفه کرد تا اشتباهش را به او بفهماند. رفيق منبري گفت:”قيف”.دوستش بار ديگر سرفه کرد. رفيق منبري گفت:سرفه و مرگ ،خلاصه يا “قاف” يا “قوف” يا “قيف”
شمس الظلام
:D اعصابشو خورده کرده...
دانش آموز پويا
@};-