پيام
+
وقتي تو را من آفريدم برخودم احسنت مي گفتم،مگر آيا کسي هم با خدايش قهر مي کند؟هزاران توبه ات را گرچه بشکستي،ببينم من تو را از درگهم راندم؟که ميترساندت از من؟رها کن آن خداي دور،آن نامهربان معبود،آن مخلوق خيالي خود را.اين منم پروردگار مهربانت،خالقت،اينک صدايم کن مرا با قطره اشکي، به پيش آور دو دست خالي خود را،با زبان بسته ات کاري ندارم.ليک غوغاي دل شکسته ات را دوست ميدارم.غريب اين زمن خاکيم.

* هاتف *
95/2/14
لاهوت
آيا عزيزم حاجتي داري؟ بگو جز من کسي ديگر نمي فهمد...
لاهوت
دلم برات تنگه خدا!!!
لاهوت
خدا دلم خيلي گرفته .... پس چرا نمياي؟ کودکانه ي يک کودک