پيام
+
عراقي ها نصف خاکريز را باز کرده بودند و آب بسته بودند توي نيروهاي ما. از گردان نيرو خواستيم که با الوار و کيسه ي شن جلوي آب را بگيريم. وقتي که آمدند، راه افتاديم سمت خاکريز. ديديم زين الدين و يکي دو نفر ديگر الوارهاي به چه بلندي را به پشت گرفته بودند و توي آب به سمت ورودي خاکريز مي رفتند.
گفتم: « چرا شما؟ از گردان نيرو آمده. »
گفت: « نمي خواست . خودمون بندش مي آورديم. »
زين الدين است ديگر...

نگارستان خيال
94/6/8
* کميل *
سايز عکس مارو له کرد اصلا :)
لاهوت
سلام : جناب کميل تقصير ما نيست بخاطر امکانات پارسي بلاگ 10 عکس آپلود کردم قبول نکرد در آخر اين را ناچاراً از قبلي ها برداشتم گذاشتم البته ناگفته نباشه روزهاي قبل اين طور نبود ...
حرف امروز من
:)
سعيد عبدلي
@};- أللّهــُــمَّ صَلِّ عَلي مُحَمــَّد وَ الِ مُحَمــَّد وَ عَجِّل فَرَجَهــُم@};-