سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
 دوکوهه و زخم - سلام شهدا

دوکوهه و زخم

پنج شنبه 86 اسفند 16 ساعت 12:59 عصر

سلام

 داشتم آرام آرام می رفتم مهدی برگرد ، مهدی :مگر نمی بینی چه خبره محشر کبری است . نمی بینی محمد دست نداره اما علیرضا را به کول گرفته علیرضا پا نداره اما داره اما وصیت نامه های تکه تکه شده شهدا را برای خانواده ها می بره . این همه زخم ، زخم هایی که همه روی هم انبار شده ...

 حرفی که از دل برخیزد بر دل نشیند .....

 مکه من فکه بود ، منای من در دوکوهه

 قبله من جبهه و کربلای من دوکوهه

 مدینه ام شلمچه و بقیع من هویزه

 مروه من طلائیه ، صفای من دوکوهه

 دیار غربت و غم و وادی عشق و عرفان

 جای قبول توبه و دعای من دوکوهه

 محل کسب دانش و معرفت و ولایت

 راه عبور آزمون برای من دوکوهه

 کوچه آشنایی و محل بی قراران

 ماه من ، پناه من ، سرای من دوکوهه

 فرصت بیعت من و جای ندای لبیک

 زود به یار می رسد ،‏صدای من دوکوهه

 اگر راه کربلا بسته به عاشقانه است

 علقمه و فرات و نینوای من دوکوهه است

 جای سرودن شعار انتقام سیلی

 شبیه کوچه ،‏مقتدای من دوکوهه

 بین تمام شهرهای کشور دل من

 آنکه محرم ، ناله های من دوکوهه

 قافله رفت و دگر جدایم از شهیدان

 مریض عشقم و فقط دوای من دوکوهه است .

شهدا در قهقه مستانه عند ربهم یرزقونند .


نوشته شده توسط : لاهوت

نظرات ديگران [ نظر]