سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
 صف غذا - سلام شهدا

صف غذا...

دوشنبه 89 تیر 21 ساعت 11:39 صبح

سلام

از دور که می اومدم دیدمش شک کردم گفتم شاید اشتباه می کنم به همین خاطر رفتم جلو که مطمئن شم بله خودش بود عبدالحسین.

توی صف غذا ایستاده بود.

 بهش گفتم حاجی چرا شما تو صف ایستادید؟

می گفتید بچه ها غذاتونا می آوردن براتون تو سنگر...

گفت: من هیچ فرقی با بسیجی ها ندارم اگه وقت من گرفته میشه وقت اینها هم گرفته میشه، اگه من کار دارم اینها هم کار دارن...

بسیجی ها خیلی خواسته بودن که زودتر غذا را بهش بدن و نذارن توی صف وایسته اما حریفش نشده بودن...

 

شهدا در قهقه مستانه عندربهم یرزقونند....

________________

بعد نوشت: چقدر زیبا می شد اگه همه بالا سری ها هوای زیردستای خودشونا داشتن...


نوشته شده توسط : لاهوت

نظرات ديگران [ نظر]